پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۳

از جوانی داغ ها بر سینه ما مانده است

نقش پایی چند از آن طاوس بر جا مانده است

در بساط من ز عنقای سبک پرواز عمر

خواب سنگینی چو کوه قاف بر جا مانده است

نیست از چشم و دل بینا مرا جز درد و داغ

ظلمت از خورشید و خفاش از مسیحا مانده است

می کند از هر سو مویم سفیدی، راه مرگ

پایم از خواب گران در سنگ خارا مانده است

چون نسایم دست بر هم، کز شمار نقد عمر

زنگ افسوسی به دست باد پیما مانده است

نیست در دستم به جز افسوس از عمر دراز

سوزنی از رشته مریم به عیسی مانده است

نوبت پرواز از بالم به چشم افتاده است

طوطیم چون سبزه عاجز در ته پا مانده است

نیست جز طول امل در کف مرا از عمر هیچ

از کتاب من همین شیرازه بر جا مانده است

مشت خاشاکی است بر جا مانده از سیلاب عمر

در دل من خار خاری کز تمنا مانده است

مطلبش از دیده بینا، شکار عبرت است

ورنه صائب را چه پروای تماشا مانده است؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵سرکشی از قامت آن دلربا زیبنده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹هر غباری گرده چابک سواری بوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.