پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۱

آسمان از شور دلهای کباب آسوده است

کوه تمکین خم از جوش شراب آسوده است

صبح محشر بی سبب ما را به دیوان می کشد

خود حساب از پرسش روز حساب آسوده است

دل نسوزد عشق را بر گریه های آتشین

آتش از اشک جگر سوز کباب آسوده است

عشق را پروای چشم عیبجوی نقل نیست

از گزند چشم خفاش، آفتاب آسوده است

با تهی چشمان ندارد اضطراب عشق کار

از پریدن حلقه چشم رکاب آسوده است

از خیال آسوده گردد دیده ارباب فکر

دیده اصحاب غفلت گر ز خواب آسوده است

کهنه اوراق دل ما قابل ترتیب نیست

از غم شیرازه کردن این کتاب آسوده است

هر که ما را ایمن از بیداد گردون دید، گفت

این هوا را بین که در قصر حباب آسوده است

در شبستانی که من محو تجلی گشته ام

نبض سیمابش ز موج اضطراب آسوده است

کار خار پا کند زر در کف دریا دلان

چون ندارد گوهری در کف سحاب آسوده است

نیست حاجت حسن ذاتی را به خال عارضی

این غزل صائب ز داغ انتخاب آسوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵مهربانی از میان خلق دامن چیده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸عطر آن گل پیرهن تا در هوا پیچیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹هر که چون جوهر ز تیغ یار سر پیچیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰شوکت حسن تو بلبل را زبان پیچیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.