پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۷

آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است

مجلس ارباب دانش را به سامان چیده است

مدت عمر ابد یک آب خوردن بیش نیست

خضر خوش هنگامه ای بر آب حیوان چیده است

خار تهمت لازم دامان پاک افتاده است

نه همین در مصر این گل ماه کنعان چیده است

آن که می ریزد به خاک راه می را بی دریغ

جام ما را بر کنار طاق نسیان چیده است

از فغانم ناله زنجیر می آید به گوش

در فضای سینه من بس که پیکان چیده است

کو خط مشکین که این هنگامه را بر هم زند؟

خوش دکانی بر خود آن زلف پریشان چیده است

بوی خون می آید امروز از نوای بلبلان

تا کدامین سنگدل گل از گلستان چیده است

می تواند شد علم در وادی آزادگی

هر که از باغ جهان چون سرو دامان چیده است

از خیابان بهشت آید برون پوشیده چشم

هر که گل از رخنه چاک گریبان چیده است

شوربختی بین که با این سینه پر زخم و داغ

رو به هر جانب که می آرم نمکدان چیده است

آه ازان مغرور بی پروا که با اهل هوس

مجلس می بر سر خاک شهیدان چیده است

چون تواند پای خود در دامن صحرا کشید؟

هر که چون صائب گلی از سنگ طفلان چیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹هر که چون جوهر ز تیغ یار سر پیچیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰شوکت حسن تو بلبل را زبان پیچیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱چهره اش خندان و خط مشکبو پیچیده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲دل به سر رفته است تا آن نقش پا را دیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳هر نظر بازی که آن لبهای خندان دیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴بی قراری های جان را چشم تر پوشیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵رتبه آزادگی در بندگی پوشیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶رفتن گلزار کار مردم بیکاره است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.