پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۵

رتبه آزادگی در بندگی پوشیده است

پله معراج در افکندگی پوشیده است

ابر رحمت را کند اشک ندامت مایه (دار)

آبروی عفو در شرمندگی پوشیده است

نیل چشم زخم می باید دل آزاده (را)

خط آزادی به داغ بندگی پوشیده است

چهره ماه از طمع داغ کلف دارد مدام

روسیاهی جمله در گیرندگی پوشیده است

برق را هر چند نتوان کرد پنهان زیر ابر

در سواد چشم او بازندگی پوشیده است

بوسه در لعل لب سیراب آن جان جهان

همچو جان بخشی در آب زندگی پوشیده است

دیدن داغ عزیزان لازم پایندگی است

روی این ظلمت به آب زندگی پوشیده است

در کمینگاه خموشی می توان دریافتن

آنچه از آفات در گویندگی پوشیده است

بی رفیقان آب خوردن می دهد خجلت ثمر

خضر را از دیده ها شرمندگی پوشیده است

دولت و پایندگی با هم نمی گردند جمع

بر سکندر چشمه سار (زندگی) پوشیده است

روی خود را بعد مردن صائب از شرم گناه

در نقاب خاک از شرمندگی پوشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷بحث با جاهل ، نه کارِ مردمِ فرزانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸این که روزی بی تردد می رسد افسانه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹بوسه گاه جان ما آخر لب پیمانه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱هر که غافل را نصیحت می کند دیوانه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.