پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۸

این که روزی بی تردد می رسد افسانه است

پنجه کوشش کلید رزق را دندانه است

با هزاران عقده مشکل درین بستان چو سرو

دست را بر هم نهادن سخت بی دردانه است

هیچ کس در پایه خود نیست کمتر از کسی

گنج دارد زیر پر تا جغد در ویرانه است

غفلت ارباب دولت را سبب در کار نیست

در بهاران خوابها مستغنی از افسانه است

گفتگو با جاهلان بی ادب از عقل نیست

هر که می گردد طرف با کودکان، دیوانه است

زود گردون کامجویان را ز سر وا می کند

چون فضول افتاد مهمان، بار صاحبخانه است

روی شرم آلود از خود آب برمی آورد

باده گلرنگ اینجا شبنم بیگانه است

دیده حق بین نگردد روزی هر خودپرست

ورنه خرمن های عالم جمله از یک دانه است

حاصلش از رزق غیر از گردش بیهوده نیست

آسیا هر چند مستغرق در آب و دانه است

مطلب از سیر گلستان تنگدل گردیدن است

ورنه باغ دلگشای ما درون خانه است

در گلستانی که میراب است چشم بلبلان

باغبان بیکارتر از سبزه بیگانه است

کار ما از پنجه تدبیر می گردد گره

گرچه امید گشایش زلف را از شانه است

صائب از می بیغمان شادی توقع می کنند

دردمندان را نظر بر گریه مستانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱هر که غافل را نصیحت می کند دیوانه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵بی غبار خط نگاهم توتیا گم کرده ای است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷صبح از خورشید تابان دست بر دل مانده ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.