پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۲

شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است

بستر آسودگی خاکستر پروانه است

از سپرداری است عاجز گرچه دست رعشه دار

شمع را دست حمایت شهپر پروانه است

گرم برخور با هواداران که حسن شمع را

نیل چشم زخم از خاکستر پروانه است

این ز آتش می گریزد وان بر آتش می زند

شیر با آن زهره داغ جوهر پروانه است

می کند خورشید تابان ذره را اکسیر عشق

گریه شمع از فروغ منظر پروانه است

نیست فکر عاشق سرگشته آن بی باک را

ورنه شمع از هر شراری رهبر پروانه است

پایه عشق گرانقدرست بالاتر ز حسن

شمع با آن سرکشی زیر پر پروانه است

نیست از سو محبت بلبلان را بهره ای

این شراب آتشین در ساغر پروانه است

نیست پروا عاشقان را از نگاه تلخ یار

دود خشک شمع، ریحان تر پروانه است

حسن، فیض آب خضر از عشق صائب می برد

بخت سبز شمع از چشم تر پروانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵بی غبار خط نگاهم توتیا گم کرده ای است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷صبح از خورشید تابان دست بر دل مانده ای است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۱لب چو گردد خالی از عقد سخن، خمیازه ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.