پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۰

قسمت ما از بهاران همچو گل خمیازه ای است

روزی بلبل ز فریاد و فغان آوازه ای است

هر گلی را نوبهاری هست در باغ جهان

نوبهار ما نظربازان ز روی تازه ای است

هر رگ ابری پی جمعیت دردی کشان

کز خزان پاشیده اند از یکدگر شیرازه ای است

همچو طوق قمری از سرو سهی در بوستان

قسمت ما زان قد رعنا همین خمیازه ای است

روی شرم آلود را گلگونه ای در کار نیست

چهره سیمین بران را شرم بهتر غازه ای است

چشم بینش گر گشایی بر سراپای وجود

از برای حرف کم گفتن دهن اندازه ای است

از خیال آسمان پیما به گلزار سخن

مبدعش صائب بود هر جا زمین تازه ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲زان قد نازآفرین در هر دلی اندیشه ای است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۳شد چو عالمگیر غفلت، جاهل و دانا یکی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴روی کار دیگران و پشت کار من یکی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸راحت کونین در زیر سر بیگانگی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.