پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۷

دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است

وحشت از فهمیدگان برهان نافهمیدگی است

در بساط آفرینش مردمان چشم را

گر لباس فاخری باشد همین پوشیدگی است

دیده حق بین بود از هر دو عالم بی نیاز

ترک دنیا بهر عقبی کردن از نادیدگی است

می کند بر فربهی پهلوی لاغر اختیار

هر که داند رنج باریک مه از بالیدگی است

مردم سنجیده از میزان نمی دارند باک

خلق را اندیشه از محشر ز ناسنجیدگی است

گر ز ارباب کمالی سرمپیچ از پیچ و تاب

کز تمامی، سرنوشت نامه ها پیچیدگی است

دشمن غافل ز زیر پوست می آید برون

پای کاهل طینتان، سنگ ره خوابیدگی است

از شکفتن شد پریشان غنچه را اوراق دل

انتهای خنده بیجا ز هم پاشیدگی است

هست صائب هر کسی را حد خود دارالامان

پا ز حد خود برون ننهادن از فهمیدگی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲هر دلی کز زلف جانان سر برآرد کشتنی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳تا نپوشیده است روی خال را خط دیدنی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴زیر پای سرو چون آب روان غلطیدنی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶بی محابا در میان نازکش انداخت دست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.