پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۹

چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است

از دل صد پاره هر مژگان من شاخ گلی است

دردمندان ترا هر لخت دل، مه پاره ای است

موشکافان ترا هر آه، مشکین کاکلی است

گرچه از یک خم می بیرنگ وحدت می کشند

در خرابات مغان هر شیشه ای را قلقلی است

پرده گوش ترا کرده است غفلت آهنین

ورنه هر خاری درین گلشن، زبان بلبلی است

تا اثر از نقش پای ناقه لیلی بجاست

دامن صحرا بر این دیوانه دامان گلی است

سیل هیهات است در آغوش پل لنگر کند

عمر سیل لاابالی، قامت خم چون پلی است

فکر رنگین تو صائب عالمی را مست کرد

کلک سر مست ترا هر نقطه ای جام ملی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲هر دلی کز زلف جانان سر برآرد کشتنی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳تا نپوشیده است روی خال را خط دیدنی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴زیر پای سرو چون آب روان غلطیدنی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶بی محابا در میان نازکش انداخت دست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷دل به نور شمع نتوان در گذار باد بست
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸هر که دل در غمزه خونریز آن جلاد بست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.