پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۴

زیر پای سرو چون آب روان غلطیدنی است

گل به تردستی ز عکس تازه رویان چیدنی است

گر لباس فاخری در عالم ایجاد هست

از گناه زیردستان چشم خود پوشیدنی است

پیشدستی کن، ازین تشویش خود را وارهان

جام پر زهر اجل چون عاقبت نوشیدنی است

از دم سرد خزان چون می رود آخر به باد

با لب خندان به گلچین سر چو گل بخشیدنی است

تا به کی در استخوان بندی گدازی مغز خود؟

این طلسم استخوانی چون ز هم پاشیدنی است

وقت خود ضایع مکن چون غافلان در چیدنش

چون بساط زندگانی عاقبت برچیدنی است

بر دل آزاده حسن خلق بند آهن است

از گل بی خار بیش از خار دامن چیدنی است

نیست از بخت سیه دلهای روشن را ملال

دیده آیینه شبها ایمن از نادیدنی است

دل ز اشک گرم خالی ساز هنگام صبوح

در زمین پاک، صائب تخم خود پاشیدنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶بی محابا در میان نازکش انداخت دست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷دل به نور شمع نتوان در گذار باد بست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸هر که دل در غمزه خونریز آن جلاد بست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۹دل ز وصل دوست طرف آن چشم خون آلود بست
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۱۰خط مشکین تو نقش تازه ای بر کار بست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۱۱بس که از زهر شکایت لب دل افگار بست
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱۲هاله گرد ماه رخسارش خط شبرنگ بست؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱۳محتسب از عاجزی دست سبوی باده بست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.