پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۲

زان قد نازآفرین در هر دلی اندیشه ای است

این نهال شوخ را در هر زمینی ریشه ای است

از سر ویرانیم بگذر که از فرسودگی

پای دیوار مرا هر برگ کاهی تیشه ای است

در خراباتی که ما دریا کشان می می کشیم

فتنه آخر زمان آنجا کم از ته شیشه ای است

من که چون شیر از کمینگاه قضا غافل نیم

سینه ام از تیر باران حوادث بیشه ای است

عشق من صائب ز قحط عاشقان در پرده ماند

می کند کارش ترقی هر که را هم پیشه ای است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴روی کار دیگران و پشت کار من یکی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸راحت کونین در زیر سر بیگانگی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.