پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۳

شد چو عالمگیر غفلت، جاهل و دانا یکی است

خانه چون تاریک شد بینا و نابینا یکی است

نیست مجنون را ز شور عشق پروای تمیز

گردباد و محمل لیلی درین صحرا یکی است

نیست تدبیر خرد را در جهان عشق کار

ناخدا و تخته کشتی درین دریا یکی است

ز اختلاف ظرف، گوناگون نماید رنگ می

ورنه در میخانه وحدت می حمرا یکی است

ما نفس بیهوده می سوزیم در آه و فغان

سرکشی و عجز پیش حسن بی پروا یکی است

گوشه گیرانند پیش کوته اندیشان سبک

ورنه شان کوه قاف و شوکت عنقا یکی است

آه ما رعناترست از آه ماتم دیدگان

آنچنان کز جمله شبها شب یلدا یکی است

غافلان از کاهلی امروز را فردا کنند

ورنه پیش خود حساب امروز با فردا یکی است

نیست صدر و آستانی خانه آیینه را

خار و گل را جای در چشم و دل بینا یکی است

اختلاف رنگ، گل را برنیارد ز اتحاد

با دو رنگی پیش یکرنگان گل رعنا یکی است

شق کنند از تیغ صائب گر سر ما چون قلم

سرنمی پیچیم از توحید، حرف ما یکی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸راحت کونین در زیر سر بیگانگی است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹چشمم از خواب پریشان، چشمه پر سنبلی است
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰هر زمان در شهر بند عقل، سور و ماتمی است
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲هر دلی کز زلف جانان سر برآرد کشتنی است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.