پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۷۷

بحث با جاهل ، نه کارِ مردمِ فرزانه است

هر که با اطفال می گردد طرف دیوانه است

از شجاعت نیست با نامرد گردیدن طرف

روی گردانیدن اینجا حمله مردانه است

از نگاه خیره چشمان پردگی گشته است حسن

شمع در فانوس از گستاخی پروانه است

بیغمان از می اگر شادی توقع می کنند

دردمندان را نظر بر گریه مستانه است

دانه ای کز دام گیراتر بود در صید خلق

پیش چشم خرده بینان سبحه صد دانه است

حسن عالمسوز بی تاب است در ایجاد عشق

شعله جواله هم شمع است و هم پروانه است

ز آسمان ها رو به دل کن گر طلبکار حقی

کاین صدفها خالی از آن گوهر یکدانه است

حسن و عشق از یک گریبان سر برون آورده اند

شعله جواله هم شمع است و هم پروانه است

نیست بی فکر رهایی مرغ زیرک در قفس

بلبل بی درد ما در فکر آب و دانه است

ماتم و سور جهان صائب به هم آمیخته است

صاف و درد این چمن چون لاله یک پیمانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹بوسه گاه جان ما آخر لب پیمانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱هر که غافل را نصیحت می کند دیوانه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵بی غبار خط نگاهم توتیا گم کرده ای است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.