پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۰

گردش گردون به چشمم گردش پیمانه است

عالم از کیفیت حسن تو یک میخانه است

گرد سرگشتن به یاد می پرستان می دهد

خط مشکینی که بر دور لب پیمانه است

گریه کردن را دلی می باید از گل شادتر

شاهد این حرف رنگین، گریه مستانه است

ذوق رسوایی مرا از خانه بیرون می کشد

سنگ طفلان کهربای مردم دیوانه است

عالمی را نقطه خال لبش بیهوش کرد

نقل این مجلس به صد کیفیت پیمانه است

بالش بخت مرا ریحان تر در کار نست

خواب مخمل بی نیاز از منت افسانه است

صائب از من چند پرسی آشنای کیستی؟

آشنارویی که دارم معنی بیگانه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳شوق دل دیگر به آب تیغ مژگان تشنه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دل میان چار عنصر تن به سختی داده ای است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵بی غبار خط نگاهم توتیا گم کرده ای است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶بی اجابت آه مرغ آشیان گم کرده ای است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷صبح از خورشید تابان دست بر دل مانده ای است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸بی جمالت مردمک آیینه نزدوده ای است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹با رخ خندان او گل چهره نگشوده ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.