پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

هر که چون جوهر ز تیغ یار سر پیچیده است

تاروپود عمر را بر یکدگر پیچیده است

از نفس چون چشم می گردد دهان سرمه دار

بس که دود تلخ آهم در جگر پیچیده است

کیست در دامن کشد پای اقامت زیر چرخ؟

کوه در جایی که دامن بر کمر پیچیده است

رشته آه مرا در پرده شبهای تار

فکر زلفش چون گره بر یکدگر پیچیده است

ناله من در دل سنگین آن بیدادگر

خنده کبکی است در کوه و کمر پیچیده است

پرتو آن شمع از استغنا نمی افتد به خاک

از کجا این شعله ام بر بال وپر پیچیده است؟

رفت از سختی ز کف سر رشته تدبیر من

راههای راست در کوه و کمر پیچیده است

می فزاید در غریبی قدر ارباب کمال

پا به دامان صدف بیجا گهر پیچیده است

از ضعیفی گرچه صائب در نمی آید به چشم

عالمی را دست آن موی کمر پیچیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱چهره اش خندان و خط مشکبو پیچیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲دل به سر رفته است تا آن نقش پا را دیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳هر نظر بازی که آن لبهای خندان دیده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴بی قراری های جان را چشم تر پوشیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵رتبه آزادگی در بندگی پوشیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶رفتن گلزار کار مردم بیکاره است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷بحث با جاهل ، نه کارِ مردمِ فرزانه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸این که روزی بی تردد می رسد افسانه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.