پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۴

مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است

صورت بی معنیی بر جا ز آدم مانده است

نام شاهان از اثر در دور می باشد مدام

شاهد این گفتگو جامی است کز جم مانده است

بی سخن بر دامن پاکش گواهی می دهد

نسخه ای کز روی شرم آلود مریم مانده است

خرد مشمر جرم را کز خوردن گندم به خلد

سینه چاکی به فرزندان آدم مانده است

نام باقی در زوال مال فانی بسته است

کز سخاوت بر زبان ها نام حاتم مانده است

ای که می پرسی ز صحبتها گریزانی چرا

در بساطم وقت ضایع کردنی کم مانده است

عام گردیده است بی دردی میان مردمان

حرفی از درد سخن صائب به عالم مانده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹هر غباری گرده چابک سواری بوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.