پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۸

تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است

جبهه وا کرده صحرای بهشتی بوده است

اعتباری را که در خوبی سرآمد گشته بود

ما به چشم عاقبت دیدیم زشتی بوده است

دور باش صد بلا گردید درد و داغ عشق

غوطه خوردن در دل آتش بهشتی بوده است

در سر زاهد به غیر از خودپرستی هیچ نیست

این کدوی پوچ، قندیل کنشتی بوده است

از لحد خوابش نگردد تلخ چون تن پروران

بستر و بالین هر کس خاک و خشتی بوده است

شور لیلی از سر مجنون به جان دادن نرفت

پیچ و تاب عشق، خط سرنوشتی بوده است

چرخ مینایی که عقل پیر یک دهقان اوست

از سواد بیکران عشق، کشتی بوده است

قامتش خم گشت و نگذارد قدم در راه راست

راستی صائب عجب غفلت سرشتی بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵مهربانی از میان خلق دامن چیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.