پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۷

آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است

دوری ما غافلان از قرب منزل بوده است

ما عبث در سینه دریا نفس را سوختیم

گوهر مقصود در دامان ساحل بوده است

ما ز هجران ناله های خویش می پنداشتیم

چون جرس فریاد ما از قرب محمل بوده است

ما عبث دل را به زیر آسمان می جسته ایم

این سپند شوخ در بیرون محفل بوده است

داد از قید جهان زنجیر، آزادی مرا

شاهراه کعبه مقصد سلاسل بوده است

تا دلم خون گشت، سیر چرخ بی پرگار شد

سیر این پرگارها بر نقطه دل بوده است

تا گرفتم رخنه دل را، جهان تاریک شد

روشنی این خانه را از رخنه دل بوده است

زیر مرهم می شناسد حال داغ ما که چیست

هر که را آیینه پنهان در ته گل بوده است

چشم او صائب مرا از عقل و دین بیگانه کرد

دوستی با می پرستان زهر قاتل بوده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹هر غباری گرده چابک سواری بوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵مهربانی از میان خلق دامن چیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.