پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۶

خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است

با زمین، افتادگی از آسمان زیبنده است

از شکستن می فزاید رتبه طرف کلاه

سر به پیش انداختن از سرکشان زیبنده است

در خزان سهل است با نظارگی حسن سلوک

تازه رویی در بهار از باغبان زیبنده است

مغز اگر نرمی کند چندان ندارد تازگی

چرب نرمی بیشتر از استخوان زیبنده است

کوهسار از خنده بیجای کبک از جا نرفت

بردباری از بزرگان جهان زیبنده است

هر که را بر خاک راه انداخت، سازد سربلند

دعوی گردن فرازی از سنان زیبنده است

آنقدرها کز سخن باشد بلندی خوشنما

کوتهی در دعوی از تیغ زبان زیبنده است

از درشتی های سوهان تیغ ها گردند نرم

سر به سر پست و بلند این جهان زیبنده است

می شود ساحل ز جزر و مد دریا قدردان

بخل و احسان هر دو از پیر مغان زیبنده است

از خموشی قدرت گفتار گردد مایه دار

در مقام خود سکون از کاروان زیبنده است

باده در جام بلورین جلوه دیگر کند

خون ما بر گردن سیمین بران زیبنده است

طاعت از پیران، رعونت از جوانان خوشنماست

راستی در تیر چون خم در کمان زیبنده است

خشکی از سر پنجه مرجان اگر بیرون برد

لاف تر دستی ز بحر بیکران زیبنده است

گر نبندد بر زمین چون سایه نقش از جلوه اش

لاف رعنایی ز سرو بوستان زیبنده است

صائب از رنگین کلامان ترک دعوی خوشنماست

غنچه را مهر خموشی بر دهان زیبنده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹هر غباری گرده چابک سواری بوده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵مهربانی از میان خلق دامن چیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.