پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۵

سرکشی از قامت آن دلربا زیبنده است

مد احسان هر قدر باشد رسا زیبنده است

نقد جان را مصرفی چون خاک پای یار نیست

سرو را آب روان در زیر پا زیبنده است

خوشنما باشد شراب لعل در جام بلور

پنجه سیمین خوبان را حنا زیبنده است

ماه در ابر تنک جولان دیگر می کند

سرو سیمین را قبای ته نما زیبنده است

از کریمان هر قدر لطف و تواضع خوشنماست

سرکشی و بی نیازی از گدا زیبنده است

سبزه امید خشک از ابر بی باران شود

در لباس شرم عرض مدعا زیبنده است

پرده پوشی می کند دولت سر بی مغز را

استخوان در سایه بال هما زیبنده است

می نماید تیغ غیرت جوهر خود در نیام

فقر را در آستین دست دعا زیبنده است

تا هوا را اهل دولت زیر دست خود کنند

پایه تخت سلیمان بر هوا زیبنده است

صفحه های ساده را مسطر بود نقش مراد

بر تن درویش نقش بوریا زیبنده است

صائب از زرین کلاهان خاکساری خوشنماست

شاخ نرگس را نظر بر پشت پا زیبنده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹هر غباری گرده چابک سواری بوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.