پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۹

هر غباری گرده چابک سواری بوده است

هر سر خاری خدنگ جان شکاری بوده است

لاله کز خون جگر امروز ساغر می زند

بر سریر کامرانی تاجداری بوده است

تا شدم حیران، ندیدم بی قراری را به خواب

وادی حیرت عجب دارالقراری بوده است

سایه از سیل گرانسنگ حوادث ایمن است

خاکساری سخت مستحکم حصاری بوده است

غنچه این باغ دلگیری نمی داند که چیست

خارخار دل عجب باغ و بهاری بوده است

عمر جاویدان کند نارسای موج اوست

وسعت مشرب چه بحر بی کناری بوده است

گرد ما محنت ایام نتوانست یافت

بی وجودی طرفه ملک بی کنار بوده است

در زمان عشق ما کفرست، ورنه پیش ازین

گاه گاهی رخصت بوس و کناری بوده است

تا نبردم سر به جیب خود، ندیدم عیب خویش

سینه روشن عجب آیینه داری بوده است

برنمی دارد نظر از لعل میگون بتان

صائب ما طرفه رند میگساری بوده است!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲از کواکب آسمان روی حجاب آلوده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳دوستی های جهان با ریو و رنگ آلوده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵مهربانی از میان خلق دامن چیده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸عطر آن گل پیرهن تا در هوا پیچیده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.