پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۵۲

بلبل رنگین نوایی بر سر کار آمده است

آب و رنگ تازه ای بر روی گلزار آمده است

وقت گلشن خوش که گلریزان ابر رحمت است

چشم پل روشن که آب امسال سرشار آمده است

دست سرو بوستان، دست تیمم کرده بود

این زمان از هر رگش ابری پدیدار آمده است

عندلیبان در تلاش تنگنای غنچه اند

بلبل خوش نغمه ای گویا به گلزار آمده است

آب مروارید آورده است چشم جوهری

گوهر بی قیمت ما تا به بازار آمده است

رنگ نتوانم ز غیرت دید بر روی شفق

تا سر خورشید در کویش به دیوار آمده است

حجت قاطع بود بر پاکی دامان گل

این که در مهد قفس بلبل به گفتار آمده است

می تواند چنگ در فتراک زد خورشید را

از تعلق هر که چون شبنم سبکبار آمده است

فرصت پیچیدن دستار، مستان را نداد

در چه ساعت گل نمی دانم به گلزار آمده است

نیشکر مهر خموشی بر زبان خود زده است

کلک شکربار صائب تا به گفتار آمده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴مردمی در طینت اهل جهان کم مانده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵سرکشی از قامت آن دلربا زیبنده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶خاکساری از بزرگان جهان زیبنده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷آن که ما سرگشته اوییم در دل بوده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸تنگ خلقی شعله دوزخ سرشتی بوده است
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹هر غباری گرده چابک سواری بوده است
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰اشک ریز از مالش چرخ دغا آسوده است
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱آسمان از شور دلهای کباب آسوده است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.