پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر

ادیب صابر

مقطعات

۱۲۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ چون اشتیاق من به تو افزون ز شرح بود
  2. شمارهٔ ۲ خیال تو یک ساعت از چشم من
  3. شمارهٔ ۳ ز بخشندگان صحن عالم تهی شد
  4. شمارهٔ ۴ مویم سپید و نامه سیه ماند از گناه
  5. شمارهٔ ۵ همه از عشق زندگانی خویش
  6. شمارهٔ ۶ اهل عطا کسی است که فضلی بود در او
  7. شمارهٔ ۷ هرکه سعی بد کند در حق خلق
  8. شمارهٔ ۸ چرا تفاخر جویی بر این و آن به لقب
  9. شمارهٔ ۹ ننویسی جواب نامه من
  10. شمارهٔ ۱۰ جهانی منم بی‌نصیب از جهان
  11. شمارهٔ ۱۱ ای فلک قدری که شمس دین و دین دولتی
  12. شمارهٔ ۱۲ رئیس و سید شرق و خراسان
  13. شمارهٔ ۱۳ آرزومندی من خدمت و دیدار تو را
  14. شمارهٔ ۱۴ ای خسرو ملوک و جهان دار چیره دست
  15. شمارهٔ ۱۵ ای شرف دین حق و نصرت اسلام
  16. شمارهٔ ۱۶ ساقیا در جام من ریز آب رز
  17. شمارهٔ ۱۷ ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
  18. شمارهٔ ۱۸ غم امروز جان من فرسود
  19. شمارهٔ ۱۹ پیش پیری دلم حکایت کرد
  20. شمارهٔ ۲۰ حکیم ماست به حکمت ز جملهٔ حکما
  21. شمارهٔ ۲۱ حق ببین و بگو به چشم و زبان
  22. شمارهٔ ۲۲ مدار بسته در خویش و تنگ بار مباش
  23. شمارهٔ ۲۳ هیچ شرف چون شرف علم نیست
  24. شمارهٔ ۲۴ اکنون که خصومات همه اهل زمانه
  25. شمارهٔ ۲۵ قدر مردم سفر پدید کند
  26. شمارهٔ ۲۶ هیچ نعمت چو زندگانی نیست
  27. شمارهٔ ۲۷ حرمت تو حسبی و نسبی است
  28. شمارهٔ ۲۸ تو را که فضل و هنر هست و بخت و دولت نیست
  29. شمارهٔ ۲۹ خبرت خفته می‌دهد دربان
  30. شمارهٔ ۳۰ یارب درخت عمر مرا بار و برگ ده
  31. شمارهٔ ۳۱ با هر آن دوست که گویم غم خویش
  32. شمارهٔ ۳۲ اگر چه هست جان اندر تن ما
  33. شمارهٔ ۳۳ به وفات تو مال تو ببرند
  34. شمارهٔ ۳۴ به چرخ و کرخ رسیدم ز لفظ نامهٔ تو
  35. شمارهٔ ۳۵ ای خلافت را امام و ای امامت را قوام
  36. شمارهٔ ۳۶ فرو بارید طوفان بر سر من
  37. شمارهٔ ۳۷ هر زمان این زمانهٔ توسن
  38. شمارهٔ ۳۸ تکیه بر اعتقاد باید کرد
  39. شمارهٔ ۳۹ فضلی که بر او زکات باشد
  40. شمارهٔ ۴۰ ای دریغا که عهد برنایی
  41. شمارهٔ ۴۱ اگر مروت و جود است در جهان موجود
  42. شمارهٔ ۴۲ قرب یک ماه شد که در شب و روز
  43. شمارهٔ ۴۳ رسید نوبت پیری و رفت برنایی
  44. شمارهٔ ۴۴ عالم که خوردنش همه غم باشد از جهان
  45. شمارهٔ ۴۵ فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
  46. شمارهٔ ۴۶ چون همه روی زمانه سوی جفا بود
  47. شمارهٔ ۴۷ جوانی برون رفت و پیری درآمد
  48. شمارهٔ ۴۸ از اهل این زمانه پریشان شده ست طبع
  49. شمارهٔ ۴۹ دوستانی که مر مرا بودند
  50. شمارهٔ ۵۰ خواجه را با همه زفتی هوس مدح خود است
  51. شمارهٔ ۵۱ آدمی از برای لذت خویش
  52. شمارهٔ ۵۲ چو راه جوانی سپردم به فسق
  53. شمارهٔ ۵۳ به ماتم نشستی به مرگ زنت
  54. شمارهٔ ۵۴ به برنایی چنان بردم گمانی
  55. شمارهٔ ۵۵ به هنر فخر کن مکن به گهر
  56. شمارهٔ ۵۶ روشن شود دو دیده چو بینم خطاب تو
  57. شمارهٔ ۵۷ بیار ای ساقی خورشید چهره
  58. شمارهٔ ۵۸ سرشکی کز غم معشوق بارم
  59. شمارهٔ ۵۹ ای کریمان بلح و ممدوحان
  60. شمارهٔ ۶۰ بدین زمانه که ما اندر او گرفتاریم

متن اشعار به نقل از گنجور.