پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

مقطعات

شمارهٔ ۱۴

ای خسرو ملوک و جهان دار چیره دست

سلطان شرق و غرب و خداوند هر که هست

با دولت جوان تو دهر خرف جوان

با همت بلند تو چرخ بلند پست

نه دیده ملوک چو تو شهریار دید

نه بر سریر ملک چو تو پادشا نشست

تیغ تو مملکت ز کف هر ملک ستد

گرز تو تاج در سر هر پادشا شکست

آن کس که با وفای تو راه وفاق جست

آب حیات یافت ز دام هلاک جست

و آن کس که با خلاف تو پیوست در جهان

پیوست با خلاف لیکن ز جان گسست

شاها پرستش تو گزیدند و تیغ تو

نه بت گذاشت در همه عالم نه بت پرست

شاها منم که بنده دیرینه توام

واکنون شده ست نوش من از رنج دل، کبست

شصت است سال عمرم و پیش تو بوده ام

بسته کمر به خدمت تو نیمه ای ز شصت

امروز مست دامم و مخمور محنتم

هرگز بدین شراب چو من کس مباد مست

آب مرا مذلت هر فام خواه ریخت

جان مرا ملالت هر فامدار خست

ایام بر تنم در هر اندهی گشاد

افلاک بر دلم در هر شادیی ببست

ای شاه دست گیر مرا، کز بلای فام

از پای در فتادم و شد کار من ز دست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶ساقیا در جام من ریز آب رز
  2. شمارهٔ ۱۷ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
  3. شمارهٔ ۱۸غم امروز جان من فرسود
  4. شمارهٔ ۱۹پیش پیری دلم حکایت کرد
  5. شمارهٔ ۲۰حکیم ماست به حکمت ز جملهٔ حکما
  6. شمارهٔ ۲۱حق ببین و بگو به چشم و زبان
  7. شمارهٔ ۲۲مدار بسته در خویش و تنگ بار مباش
  8. شمارهٔ ۲۳هیچ شرف چون شرف علم نیست
همه‌ی مقطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.