پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

مقطعات

شمارهٔ ۴۰

ای دریغا که عهد برنایی

عهد بشکست و جاودانه نماند

از زمانه غرض جوانی بود

لیکن از گردش زمانه نماند

آب معشوق را زمانه بریخت

کآتش عشق را زبانه نماند

زان همه عیش‌ها که ما کردیم

بهرهٔ ما به جز فسانه نماند

زان همه کام‌ها که ما راندیم

جز وبال اندر آن میانه نماند

تا کمانی گرفت قامت ما

تیر امید را نشانه نماند

بر دل از بیم تازیانهٔ مرگ

طمع اسب و تازیانه نماند

در سر از سهم گور خانهٔ تنگ

هوس بوستان و خانه نماند

چون به پیری رسید نوبت عمر

نوبت توبه را بهانه نماند

چند خواهی شنید از این و از آن

که فلان رفت و آن فلانه نماند

هم یکی روز آن تو شنوند

که فلان خواجهٔ یگانه نماند

ای بسا سرکشان که در سرشان

نعمت و ناز خسروانه نماند

خانه پر دانه‌های دُر کردند

زان همه دانه نیم دانه نماند

قصر شاهان خراب گشت همه

در و درگاه و آستانه نماند

آسمانه بر آسمان بردند

آسمان ماند و آسمانه نماند

در جهان هیچ دل مبند که آنک

دل در او بست شادمانه نماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۲قرب یک ماه شد که در شب و روز
  2. شمارهٔ ۴۳رسید نوبت پیری و رفت برنایی
  3. شمارهٔ ۴۴عالم که خوردنش همه غم باشد از جهان
  4. شمارهٔ ۴۵فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
  5. شمارهٔ ۴۶چون همه روی زمانه سوی جفا بود
  6. شمارهٔ ۴۷جوانی برون رفت و پیری درآمد
  7. شمارهٔ ۴۸از اهل این زمانه پریشان شده ست طبع
  8. شمارهٔ ۴۹دوستانی که مر مرا بودند
همه‌ی مقطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.