پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

مقطعات

شمارهٔ ۴۱

اگر مروت و جود است در جهان موجود

چرا ز هر دو به حاصل نمی شود مقصود

گمان برم که دراین روزگار تیره چو شب

بخفت چشم مروت بمرد مادر جود

ز سیر هفت ستاره دراین دوازده برج

به ده دوازده سال اندراین دیار و حدود

هزار شخص کریم از وجود شد به عدم

که یک کریم نمی آید از عدم به جود

در این زمانه به جز مدخل و حسود نماند

بریده باد سر مدخل و زبان حسود

وگر به دست منستی عمود صبح منیر

بکوبمی سر اهل زمانه را به عمود

و گر حکایت مسعود سعد و قلعه نای

شنیده ای که در او ماند مدتی مطرود

یقین بدان که ز بد حالی و شکسته دلی

زمانه قلعه نای است و ما در او مسعود

ز کردگار همه حسن عاقبت خواهم

که این دعاست به نزدیک عاقلان معهود

چو در زمانه یکی معطی و کریم نماند

چگونه عاقبت کار ما بود محمود

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳رسید نوبت پیری و رفت برنایی
  2. شمارهٔ ۴۴عالم که خوردنش همه غم باشد از جهان
  3. شمارهٔ ۴۵فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
  4. شمارهٔ ۴۶چون همه روی زمانه سوی جفا بود
  5. شمارهٔ ۴۷جوانی برون رفت و پیری درآمد
  6. شمارهٔ ۴۸از اهل این زمانه پریشان شده ست طبع
  7. شمارهٔ ۴۹دوستانی که مر مرا بودند
  8. شمارهٔ ۵۰خواجه را با همه زفتی هوس مدح خود است
همه‌ی مقطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.