پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

مقطعات

شمارهٔ ۳۹

فضلی که بر او زکات باشد

فضل شرف القضات باشد

هر فضل به فضل او نماند

هر آب نه با حیات باشد

هر روز نه روز عید باشد

هر شب نه شب برات باشد

کلکش همه بر خرد خرامد

باران ز پی نبات باشد

جدی که ز طبع او نزاید

بیهوده و ترهات باشد

لفظی که زبان او گزارد

حل همه مشکلات باشد

گر در لب من حدیث او نیست

آن عیب ز حادثات باشد

من بر دل پاک او فراموش

این جمله ز نادرات باشد

یاد چو منی به شعر و نامه

از جمله واجبات باشد

امروز منم که بی نبوت

لفظم همه معجزات باشد

سرگشته نایبات گشتم

آخر ز غمم نجات باشد

هر جا که سری است با خرد جفت

سرگشته نایبات باشد

تا نطع لعاب هر خردمند

در شه رخ و شاه مات باشد

در عهد جهان ثبات جستم

در باد کجا ثبات باشد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۱اگر مروت و جود است در جهان موجود
  2. شمارهٔ ۴۲قرب یک ماه شد که در شب و روز
  3. شمارهٔ ۴۳رسید نوبت پیری و رفت برنایی
  4. شمارهٔ ۴۴عالم که خوردنش همه غم باشد از جهان
  5. شمارهٔ ۴۵فر جوانیم به هزیمت نهاد روی
  6. شمارهٔ ۴۶چون همه روی زمانه سوی جفا بود
  7. شمارهٔ ۴۷جوانی برون رفت و پیری درآمد
  8. شمارهٔ ۴۸از اهل این زمانه پریشان شده ست طبع
همه‌ی مقطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.