پرش به محتوای اصلی
ادیب صابر ادیب صابر

مقطعات

شمارهٔ ۱۱

ای فلک قدری که شمس دین و دین دولتی

دولت تو دولت دنیا و دین و دولت است

از علو همت تو آسمان را غیرت است

وز جمال طلعت تو مشتری را خجلت است

گر جمال ملتی، شاید که اخلاق تو را

نیک نامی دینو رادی شرع و همت ملت است

خصلت و اندیشه پاک تو را خدمت کند

هر که در آفاق نیک اندیش و نیکو خصلت است

هر کسی حیلت کند تا چون تو گردد نیک نام

هر که بی قوت بود تدبیر او در حیلت است

آلت افعال دولت کلک ملک آرای توست

کردگار است آن که افعالش همه بی آلت

کثرت بذل تو را در قلت و افلاس خلق

آن اثر باشد که عفو و حلم را در زلت است

مدتی شد تا مرا در حادثات روزگار

بر دل و جان کثرت هر محنتی از قلت است

گرچه با غفلت نیم در باب نظم و کان نثر

خاطر ایام را در حق ما صد غفلت است

گرچه با غفلت نیم در باب نظم و کان نثر

هر زمان با من حوادث را مصاف صولت است

عیش شیرین تلخ گردد هر کجا عطلت بود

عیش من گر تلخ شد خود عیب آن از عطلت است

هر که در عزلت بود از وی نجویند انتقام

انتقام چرخ با من سر به سر در عزلت است

از اجل مهلت نمی خواهم که ناید نزد من

با چنین غم ها که من دارم چه جای مهلت است

جمله و تفصیل احوال تو در اقبال باد

تا رجوع هر چه تفصیل است سوی جملت است

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳آرزومندی من خدمت و دیدار تو را
  2. شمارهٔ ۱۴ای خسرو ملوک و جهان دار چیره دست
  3. شمارهٔ ۱۵ای شرف دین حق و نصرت اسلام
  4. شمارهٔ ۱۶ساقیا در جام من ریز آب رز
  5. شمارهٔ ۱۷ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
  6. شمارهٔ ۱۸غم امروز جان من فرسود
  7. شمارهٔ ۱۹پیش پیری دلم حکایت کرد
  8. شمارهٔ ۲۰حکیم ماست به حکمت ز جملهٔ حکما
همه‌ی مقطعات ←

ادیب صابر درباره‌ی ادیب صابر

شرف‌الادباء شهاب‌الدین ادیب صابر بن ‌اسماعیل ترمذی (کشته شده به سال ۵۴۶ هجری قمری) از شعرای عهد سلجوقی و خوارزمشاهی بود. اصل وی از ترمذ بود و شاعری او هم در آن شهر شروع شد. ولی بعدها در نواحی دیگر مانند مرو، بلخ و خوارزم روزگار گذرانید و به مدّاحی سنجر پرداخت. سنجر او را به رسالت نزد اتسز خوارزمشاه فرستاد. او چندی د...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.