پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

چند قطعه

قطعهٔ ۱۸ - سخن پرداز

آن نواساز نوآیین، چو شود نغمه‌سرای

سرخوش از ناله مستانه کند، جان مرا

شیوه باد سحر عقده‌گشایی است، رهی

شعر «پژمان» بگشاید دل پژمان مرا

ادامه‌ی چند قطعه

  1. قطعهٔ ۲۰ - حق رأیجان بابا، هرشب این دیوانه‌دل
  2. قطعهٔ ۲۱ - لاله کوهیسحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگ
  3. قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجانفغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت
  4. قطعهٔ ۲۳ - سوارکارانآن شنیدستم که در میدان «کورس»
  5. قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانهدوش چشمت به خواب غفلت بود
  6. قطعهٔ ۲۵ - چشم فیروزه‌گونثریای فیروزه‌گون چشم من
  7. قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس)چون که دلدادهٔ نخستم، دید
  8. قطعهٔ ۲۷ - آتشبی‌تو ای گل، در این شام تاری
همه‌ی چند قطعه ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.