پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۶ - گلبرگ

ز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارم

بود صدپاره همچون گل گریبانی که من دارم

مپرس ای هم‌نشین احوال زار من که چون زلفش، که چون زلفش

پریشان گردی از حال پریشانی که من دارم، که من دارم

ندارد صبح روشن روی خندانی که او دارد، که او دارد

ندارد ابر نیسان چشم گریانی که من دارم، که من دارم

غم عشق تو هر دم آتشی در دل برافروزد

بسوزد خانه را ناخوانده مهمانی که من دارم

رهی از موج گیسویی دلم چون اشک می‌ریزد

به مویی بسته امشب رشتهٔ جانی رشتهٔ جانی که من دارم

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۸ - بوی عاشقدر پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
  2. شمارهٔ ۹ - آتش جانچون زلف توام جانا
  3. شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشقگه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم
  4. شمارهٔ ۱۱ - مستانهساقی بیا کز عقل و دین بیگانه‌ام بیگانه
  5. شمارهٔ ۱۲ - شب منبشب نخفته چشم کس ز ناله زارم
  6. شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)سیرم از زندگانی
  7. شمارهٔ ۱۴ - مرغ حقمرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه
  8. شمارهٔ ۱۵ - دیدی ای مه (دشتی)دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.