پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۵ - رسم یاری

نداند نداند نداند رسم یاری بی وفا یاری (که من دارم که من دارم)

به آزار دلم کوشد دلازاری (که من دارم که من دارم)

وگر دل را به صد خواری رهانم از گرفتاری

دلازاری دگر جوید دلازاری که من دارم

گهی خاری کشم از پا، گهی دستی زنم بر سر، دستی زنم بر سر

به کوی دلفریبان، به کوی دلفریبان این بود کاری

که من دارم، که من دارم، که من دارم، که من دارم

(ز پند هم نشین) درد جگرسوزم فزون‌تر شد فزون‌تر شد

(هلاکم می‌کند) آخر دلازاری که من دارم که من دارم

رهی آن مه به سوی من، به چشم دیگران بیند

نداند قیمت عشقم خریداری که من دارم

که من دارم، که من دارم، که من دارم، که من دارم

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۷ - ندامت عاشقدل زودباورم را به کرشمه ای ربودی
  2. شمارهٔ ۸ - بوی عاشقدر پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
  3. شمارهٔ ۹ - آتش جانچون زلف توام جانا
  4. شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشقگه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم
  5. شمارهٔ ۱۱ - مستانهساقی بیا کز عقل و دین بیگانه‌ام بیگانه
  6. شمارهٔ ۱۲ - شب منبشب نخفته چشم کس ز ناله زارم
  7. شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)سیرم از زندگانی
  8. شمارهٔ ۱۴ - مرغ حقمرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.