پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۴ - تو را خواهم

نه راحت از فلک جویم

نه دولت از خدا خواهم

وگر پرسی چه می خواهی

تو را خواهم تو را خواهم

نمی خواهم که با سردی

چو گل خندم ز بی دردی

دلی چون لاله با داغ

محبت آشنا خواهم

تو را خواهم تو را خواهم

چنان با جان من ای غم

درآمیزی که پنداری

تو از عالم مرا خواهی

من از عالم تو را خواهم

تو را خواهم تو را خواهم

بسودای محالم ساغر می

خنده خواهد زد

اگر پیمانه عیشی

درین ماتم سرا خواهم

نیابد تا نشان از خاک من

آیینه رخساری

رهی خاکستر خود را

هم آغوش صبا خواهم

من از عالم تو را خواهم

تو را خواهم تو را خواهم

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۶ - گلبرگز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارم
  2. شمارهٔ ۷ - ندامت عاشقدل زودباورم را به کرشمه ای ربودی
  3. شمارهٔ ۸ - بوی عاشقدر پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
  4. شمارهٔ ۹ - آتش جانچون زلف توام جانا
  5. شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشقگه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم
  6. شمارهٔ ۱۱ - مستانهساقی بیا کز عقل و دین بیگانه‌ام بیگانه
  7. شمارهٔ ۱۲ - شب منبشب نخفته چشم کس ز ناله زارم
  8. شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)سیرم از زندگانی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.