پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳ - دامن عاشق

تا دامن از من کشیدی

ای سرو سیمین تن من

هر شب ز خونابه دل

پرگل بود دامن من

بنشین چو گل در کنارم

تا بشکفد گل ز خارم

ای روی تو لاله زارم

وی موی تو سوسن من

ای جان و دل مسکن تو

خون گریم از رفتن تو

دست من و دامن تو

اشک غم و دامن من

ای گریه دل را صفا ده

رنگی به رخسار ما ده

خاکم به باد فنا ده

ای سیل بنیان کن من

وی مرغ شب همرهی کن

زاری به حال رهی کن

تا بر دلم رحمت آرد

صیاد صیدافکن من

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۵ - رسم یارینداند نداند نداند رسم یاری بی وفا یاری (که من دارم که من دارم)
  2. شمارهٔ ۶ - گلبرگز خون رنگین بود چون لاله دامانی که من دارم
  3. شمارهٔ ۷ - ندامت عاشقدل زودباورم را به کرشمه ای ربودی
  4. شمارهٔ ۸ - بوی عاشقدر پیش بی دردان چرا فریاد بی حاصل کنم
  5. شمارهٔ ۹ - آتش جانچون زلف توام جانا
  6. شمارهٔ ۱۰ - شکوه عاشقگه شکایت از گلی، گه شکوه از خاری کنم
  7. شمارهٔ ۱۱ - مستانهساقی بیا کز عقل و دین بیگانه‌ام بیگانه
  8. شمارهٔ ۱۲ - شب منبشب نخفته چشم کس ز ناله زارم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.