پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱۱ - مستانه

ساقی بیا کز عقل و دین بیگانه‌ام بیگانه

وز نرگسِ مستانه‌ای دیوانه‌ام دیوانه

او سرو و من در پای او

چون لاله‌ام خونین دل

او شمع و من در عشق

پروانه‌ام پروانه

در سینه دارم چو گل

آتشی بهر آتشین‌رویی

دل را ز یک سو کشد موی او

و آن کرشمه از سویی

برگشته مژگان دارد

گل در گریبان دارد

با آن سینه چون آیینه‌اش

باشد نهان سنگ سیه در سینه‌اش

باغ بهشتم کوی او

ای سر فدای کویش

صبح امیدم روی او

ای جان فدای رویش

خواهم که باز آید شبی در حلقهٔ درویشان

تا داد خود گیرد رهی از حلقهٔ گیسویش

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۳ - سیرم از زندگانی (ابوعطا)سیرم از زندگانی
  2. شمارهٔ ۱۴ - مرغ حقمرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه
  3. شمارهٔ ۱۵ - دیدی ای مه (دشتی)دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی
  4. شمارهٔ ۱۶ - یار رمیدهز ما ای گل چه دیدی؟
  5. شمارهٔ ۱۷ - حاصل عشقدارم شب و روز، از عشق ماهی
  6. شمارهٔ ۱۸ - آذربایجانآرزوی ما تویی تو
  7. شمارهٔ ۱۹ - اشک و آهدارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهی
  8. شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتیهمه شب نالم چون نی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.