پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتی

همه شب نالم چون نی

که غمی دارم، که غمی دارم

دل و جان بردی از ما

نشدی یارم، نشدی یارم

با ما بودی، بی ما رفتی

چو بوی گل به کجا رفتی؟

تنها ماندم، تنها رفتی

چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود، دور از یارم، خون می بارم

فتادم از پا، به ناتوانی، اسیر عشقم، چنان که دانی

رهایی از غم، نمیتوانم، تو چاره ای کن، که میتوانی

گر ز دل برآرم آهی

آتش از دلم ریزد

چون ستاره از مژگانم

اشک آتشین ریزد

چو کاروان رود، فغانم از زمین بر آسمان رود، دور از یارم، خون می بارم

نه حریفی تا با او غم دل گویم

نه امیدی در خاطر، که تو را جویم

ای شادی جان، سرو روان، کز بر ما رفتی

از محفل ما، چون دل ما سوی کجا رفتی، تنها ماندم، تنها رفتی

به کجایی غمگسار من، فغان زار من بشنو و بازآ، بازآ

از صبا حکایتی ز روزگار من بشنو و بازآ، بازآ سوی رهی

چون روشنی، از دیده ما رفتی

با خاطره باد صبا رفتی

تنها ماندم

تنها رفتی

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)ای بی خبر از بی نوایان
  2. شمارهٔ ۲۳ - راز دلراز دل نهفته بودم
  3. شمارهٔ ۲۴ - دریای غمبا عاشقان ای گل سر یاری نداری
  4. شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)مست از شراب نوشین
  5. شمارهٔ ۲۶ - شوروفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبود
  6. شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرممن آن ناله بی اثرم
  7. شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثرای ناله بی اثر جانم چه کاهی
  8. شمارهٔ ۲۹ - وای از شب منمن شمع لرزانم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.