پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۲۴ - دریای غم

با عاشقان ای گل سر یاری نداری

گویم اگر بوی وفاداری نداری

دامن ز مهر و محبت کشیدم، کز مهربانی، در زندگانی، سودی ندیدم

اشک ندامت ز چشمم گشودی، خوابم ربودی، با آن که بودی، صبح امیدم

رفتی و آتش زدی محفلم را

چون تار مویت شکستی دلم را

فغان کز محبت، نداری نصیبی

سراپا فریبی

می نابی اما، به جام رقیبی

سراپا فریبی

به جز اشک غم، یاری ندارم

به آسودگان، کاری ندارم

عشق تو باشد، به عالم غم من

ای مایه غم، ببین حالت من

دردا که عشق آتشین

جز خون دل، حاصل ندارد

سرگشته چون موجم ولی

دریای غم، ساحل ندارد

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۶ - شوروفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبود
  2. شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرممن آن ناله بی اثرم
  3. شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثرای ناله بی اثر جانم چه کاهی
  4. شمارهٔ ۲۹ - وای از شب منمن شمع لرزانم
  5. شمارهٔ ۳۰ - شب عاشقندانمت به که مانی؟
  6. شمارهٔ ۳۱ - خزان عشقشد خزان گلشن آشنایی
  7. شمارهٔ ۳۲ - لاله خونین (افشاری)ای آتشین لاله، ای آتشین لاله، چون روی یاری
  8. شمارهٔ ۳۳ - گل من کجایی (شور)آن دم که باتو باشم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.