پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳۳ - گل من کجایی (شور)

آن دم که باتو باشم

محنت و غم سرآید

و آن شب که بی تو باشم

جانم ز تن برآید

پیش تو سر نهادم

ای فتنه دل و جان

تا از بلای عشقت

ما را چه بر سر آید

گل من کجایی؟

تا به کی همچو گل بی وفایی

بیا وز رفیقان جدا شو

کاتشم بر جگر زد جدایی

دارد شکایت ای گل

دل بی نهایت از تو

اما به لب نیارم

هرگز شکایت از تو

افتد ز پرده بیرون

راز نهفته آخر

دل پر شکایت از غم

لب پرحکایت از تو

گل من کجایی کجایی

تا به کی همچو گل بی وفایی

بیا وز رفیقان جدا شو

کاتشم بر جگر زد جدایی

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۵ - به کنارم بنشینتا آساید دل زارم بنشین
  2. شمارهٔ ۳۶ - امید زندگانی (ماهور)از بوسه ای زنده ام کن، ای امید زندگانی، وصلت جوانی فزاید، ای مایه جوانی
  3. شمارهٔ ۳۷ - شب جوانی (همایون)تا به کی از این دل‌آزاری‌ها
  4. شمارهٔ ۳۸ - نوای نیچنانم بانگ نی آتش بر جان زد
  5. شمارهٔ ۳۹ - من از روز ازل دیوانه بودممن از روز ازل، دیوانه بودم
  6. شمارهٔ ۴۰ - شب جداییای شب جدایی
  7. شمارهٔ ۴۱ - بهار عاشق (اصفهان)برده صبرم از دل چشم مستی
  8. شمارهٔ ۴۲ - من بیدل (سه گاه)من بی دل ساقی به نگاهی مستم، تو به جامی دیگر چه بری از دستم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.