پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳۷ - شب جوانی (همایون)

تا به کی از این دل‌آزاری‌ها

کار بی‌دلان، بود زاری‌ها

خونین‌تر از لاله و گل، دل از وفاداری شد

جز غم ندیدم ثمری

از این وفاداری‌ها

ای شعلهٔ مهر و وفا

آفت جان و تنی

چندان بلای تن و جان

آتش به دل‌ها فکنی

ای خاک پایت تاج سر من

بر خاک راهی، گاهی نگاهی، ای دلبر من دور

دور از تو ریزد، چشم تر من، خونابه دل در ساغر من

بازآ که بی‌رویت، بهار عمرم دی شد، شب جوانی طی شد

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۹ - من از روز ازل دیوانه بودممن از روز ازل، دیوانه بودم
  2. شمارهٔ ۴۰ - شب جداییای شب جدایی
  3. شمارهٔ ۴۱ - بهار عاشق (اصفهان)برده صبرم از دل چشم مستی
  4. شمارهٔ ۴۲ - من بیدل (سه گاه)من بی دل ساقی به نگاهی مستم، تو به جامی دیگر چه بری از دستم
  5. شمارهٔ ۴۳ - گل بی وفا (بیات ترک)دیدم مرغی در طرف چمن، نالد همچو من
  6. شمارهٔ ۴۴ - پیمان شکن (ابوعطا)شود آیا که نسیم بهاری
  7. شمارهٔ ۴۵ - بهار شادیسوی بستان شد ز نو وزان باد بهاری
  8. شمارهٔ ۴۶ - دیدی که رسوا شد دلمدیدی که رسوا شد دلم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.