پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۴۵ - بهار شادی

سوی بستان شد ز نو وزان باد بهاری

بلبل با گل کرده تازه پیمان عشق و یاری

چمن ز گل خبر دهد از جمال نکویان

صبا ز دل برد محن با نسیم بهاری

شکوفه رخسار نکو آراید بنفشه از طره گره بگشاید

گیتی جوان شد نموده شبنم از گل بالین

به گریه ابر از غم چون فرهاد

به خنده گل هر دم چون شیرین

می آید ز صبا بوی گل، جلوه کند روی گل، با طنازی

بخور به شادی می که دور غم شد طی

به پای سرو و گل، به بانگ چنگ و نی

تا یک دم فرصت داری

هستی را نبود ثمری، غیر از مستی و بی خبری

طرف گلزاری، با گل رخساری، مستی کن

ساقی می ده تا گل باقیست که ایام عمر جاویدان نیست

وفا نباشد چو خنده گل، دنیا را بهار شادی فرصت دان یارا

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۷ - آزادهبا آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من
  2. شمارهٔ ۴۸ - هستیهستی ندارد بها بی عشق و مستی، مستی بود کار ما در بزم هستی
  3. شمارهٔ ۴۹ - آرزو گم کردهنه همزبانی، نه همنوایی تا به او بگویم ز عشقت حکایتی
  4. شمارهٔ ۵۰ - داغ جداییساقیا امشب کجایی
  5. شمارهٔ ۵۱ - ای غم چه خواهیاز دیده بارم وز دل برآرم بی روی ماهی اشکی و آهی
  6. شمارهٔ ۵۲ - برای سنگ مزارم سروده‌امالا ای رهگذر کز راهِ یاری
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.