پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۴۷ - آزاده

با آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من

با آن که هر شب ناله ها چون مرغ شب سر داده ام من

در سر ندارم هوسی، چشمی ندارم به کسی، آزاده ام من

با آن که از بی حاصلی سر در گریبانم چو گل

شادم که از روشن دلی پاکیزه دامانم چو گل

خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام آزاده ام من

یا رب چون من افتاده ای کو؟

افتاده آزاده ای کو؟

تا رفته از جانم برون سودای هستی،

آسوده ام آسوده از غوغای هستی

گلبانگ مستی آفرین همچون رهی سر داده ام من

مرغ شب آهنگم ولی در دام غم افتاده ام من

خندان لب و خونین جگر مانند جام باده ام، آزاده ام من

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۹ - آرزو گم کردهنه همزبانی، نه همنوایی تا به او بگویم ز عشقت حکایتی
  2. شمارهٔ ۵۰ - داغ جداییساقیا امشب کجایی
  3. شمارهٔ ۵۱ - ای غم چه خواهیاز دیده بارم وز دل برآرم بی روی ماهی اشکی و آهی
  4. شمارهٔ ۵۲ - برای سنگ مزارم سروده‌امالا ای رهگذر کز راهِ یاری
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.