پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۴۹ - آرزو گم کرده

نه همزبانی، نه همنوایی تا به او بگویم ز عشقت حکایتی

نه مهربانی، نه چاره سازی، تا کنم از سوز پنهان شکایتی

نوای منی، بی نوای توام

بلای منی، مبتلای توام

شور و مستی، تویی تویی

نور هستی، تویی تویی

منم غباری، به کوی تو

سرود منی، چنگ و عود منی

وجود منی، تار و پود منی

جام و ساقی، تویی تویی

عشق باقی، تویی تویی

منم که مستم، به بوی تو

من که در دام هلاک افتاده ام

من که چون اشکی به خاک افتاده ام

عاشقی، دیوانه ای، افسرده جانم

بی دلی، بی حاصلی، بی آشیانم

من کیم درد آشنایی

بی نصیبی، بی نوایی

هر شب، افسانه ای دارد دل دیوانه من

بشنو ای مرغ شب، راز من و افسانه من

رهی، تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها

به اقبال شرر نازم، که دارد عمر کوتاهی

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۵۱ - ای غم چه خواهیاز دیده بارم وز دل برآرم بی روی ماهی اشکی و آهی
  2. شمارهٔ ۵۲ - برای سنگ مزارم سروده‌امالا ای رهگذر کز راهِ یاری
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.