پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳۸ - نوای نی

چنانم بانگ نی آتش بر جان زد

که گویی کس آتش بر نیستان زد

مرا در دل عمری سوز غم پنهان بود

نوای نی امشب بر آن دامان زد

نی محزون داغ مرا، تازه تر از لاله کند

ز جدایی ها، چو شکایت کند و ناله کند

که به جانش آتش، هجر یاران زد

به کجایی ای گل من؟

که همچو نی بنالد ز غمت دل من

جز ناله دل نبود

در عشقت حاصل من

گذری، به سرم، نظری بر چشم ترم

کز غم تو قلب رهی خون شد و از دیده برون شد

نوای نی گوید:

کز عشقت چون شد

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۰ - شب جداییای شب جدایی
  2. شمارهٔ ۴۱ - بهار عاشق (اصفهان)برده صبرم از دل چشم مستی
  3. شمارهٔ ۴۲ - من بیدل (سه گاه)من بی دل ساقی به نگاهی مستم، تو به جامی دیگر چه بری از دستم
  4. شمارهٔ ۴۳ - گل بی وفا (بیات ترک)دیدم مرغی در طرف چمن، نالد همچو من
  5. شمارهٔ ۴۴ - پیمان شکن (ابوعطا)شود آیا که نسیم بهاری
  6. شمارهٔ ۴۵ - بهار شادیسوی بستان شد ز نو وزان باد بهاری
  7. شمارهٔ ۴۶ - دیدی که رسوا شد دلمدیدی که رسوا شد دلم
  8. شمارهٔ ۴۷ - آزادهبا آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.