پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۴۱ - بهار عاشق (اصفهان)

برده صبرم از دل چشم مستی

ماه ساغر نوشی می پرستی

در میان خوبان فتنه جویی

در شکار دلها چیره دستی

شب با چهره او مه جلوه گر نیست

چون روی لطیفش گلبرگ تر نیست

با نگاه گرم او باده را اثر نیست

مست عشق رویش را از جهان خبر نیست

از جهان هستی،

ما و عشق و مستی

تازه شد بهار عاشق از جمال گل عذارش

وان که نوگلی ندارد، چون خزان بود بهارش

طره مشکینی، برده هوشم

وز لب نوشینی، باده نوشم

او ز تیر مژگان، جان ستاند

من به راه جانان، جان فروشم

چون آن آتشین لب، می در سبو نیست

گل با آن لطافت، هم رنگ او نیست

مدعی ز عشق من کرده گفت و گویی

من به آن بتم عاشق، جای گفت و گو نیست

نغمه برکشیده بلبل، لاله خفته در کنارش

وان که نوگلی ندارد چون خزان بود بهارش

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۴۳ - گل بی وفا (بیات ترک)دیدم مرغی در طرف چمن، نالد همچو من
  2. شمارهٔ ۴۴ - پیمان شکن (ابوعطا)شود آیا که نسیم بهاری
  3. شمارهٔ ۴۵ - بهار شادیسوی بستان شد ز نو وزان باد بهاری
  4. شمارهٔ ۴۶ - دیدی که رسوا شد دلمدیدی که رسوا شد دلم
  5. شمارهٔ ۴۷ - آزادهبا آن که همچون اشک غم بر خاک ره افتاده ام من
  6. شمارهٔ ۴۸ - هستیهستی ندارد بها بی عشق و مستی، مستی بود کار ما در بزم هستی
  7. شمارهٔ ۴۹ - آرزو گم کردهنه همزبانی، نه همنوایی تا به او بگویم ز عشقت حکایتی
  8. شمارهٔ ۵۰ - داغ جداییساقیا امشب کجایی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.