پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳۵ - به کنارم بنشین

تا آساید دل زارم بنشین

بنشین ای گل به کنارم بنشین

سوز دل میدانی، بنشین تا بنشانی، آتش دل را

یک نفس مرو که جز غم، همنفس ندارم

یار کس مشو که من هم جز تو کس ندارم

ماه من به دامنم بنشین کز غمت ستاره بارم

شکوه ها ز دوریت هر شب با مه و ستاره دارم

من چه باشم بسته بندت نیمه جانی صید کمندت آرزومندت

از غمت چون ابر بهارم ای به از گلهای بهاری روی دلبندت

ای شمع طرب، سوزم همه شب بنشین که شود طی شب تارم بنشین، به کنارم بنشین

مرو مرو که بی تابم من

درون آتش و آبم من

دامنم، ز اشک غم تر باشد

خارم ای گل، بستر باشد

بیا بیا که نوشم جامی ستانم از دهانت کامی، طره تو بوسه باران سازم

گه جان یابم

گه جان بازم

مه فتنه گرم چه روی ز برم؟ چون ز دلداری آمدی باری،

تا به پایت جان، بسپارم بنشین

به کنارم بنشین.

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۷ - شب جوانی (همایون)تا به کی از این دل‌آزاری‌ها
  2. شمارهٔ ۳۸ - نوای نیچنانم بانگ نی آتش بر جان زد
  3. شمارهٔ ۳۹ - من از روز ازل دیوانه بودممن از روز ازل، دیوانه بودم
  4. شمارهٔ ۴۰ - شب جداییای شب جدایی
  5. شمارهٔ ۴۱ - بهار عاشق (اصفهان)برده صبرم از دل چشم مستی
  6. شمارهٔ ۴۲ - من بیدل (سه گاه)من بی دل ساقی به نگاهی مستم، تو به جامی دیگر چه بری از دستم
  7. شمارهٔ ۴۳ - گل بی وفا (بیات ترک)دیدم مرغی در طرف چمن، نالد همچو من
  8. شمارهٔ ۴۴ - پیمان شکن (ابوعطا)شود آیا که نسیم بهاری
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.