پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳۰ - شب عاشق

ندانمت به که مانی؟

که آفت دل و جانی

کمان ابرویی

سیه مژگانی

نکوتر از مه روشن، گل رویت

سیه تر از شب عاشق سر مویت

بهشتی، بهاری دریغا، ستمگر یاری ندانی باری ره دلداری

گل و سرو و سوسن تویی تو

بلای جان من، تویی تو

گمان کردم که درمان دل زارم تو باشی

ندانستم که معشوق دل آزارم تو باشی

چو آگاهی ای ماه من از آه من سوی عاشق نظر کن

چو دادم جان بی روی تو در کوی تو بر خاک من گذر کن

بهار من گرچه همچون ماهی بر نکویان شاهی دل سیاهی

تو را ای مه همچو خاک راهم مهرت از جان خواهم تا چه خواهی

سپردم دل به گیسویت

ای گل مستم به بویت

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۲ - لاله خونین (افشاری)ای آتشین لاله، ای آتشین لاله، چون روی یاری
  2. شمارهٔ ۳۳ - گل من کجایی (شور)آن دم که باتو باشم
  3. شمارهٔ ۳۴ - نغمه نوروزیگل من بستان گشته رویت
  4. شمارهٔ ۳۵ - به کنارم بنشینتا آساید دل زارم بنشین
  5. شمارهٔ ۳۶ - امید زندگانی (ماهور)از بوسه ای زنده ام کن، ای امید زندگانی، وصلت جوانی فزاید، ای مایه جوانی
  6. شمارهٔ ۳۷ - شب جوانی (همایون)تا به کی از این دل‌آزاری‌ها
  7. شمارهٔ ۳۸ - نوای نیچنانم بانگ نی آتش بر جان زد
  8. شمارهٔ ۳۹ - من از روز ازل دیوانه بودممن از روز ازل، دیوانه بودم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.