پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۳۱ - خزان عشق

شد خزان گلشن آشنایی

بازم آتش به جان زد جدایی

عمر من ای گل طی شد بهر تو

وز تو ندیدم جز بدعهدی و بی وفایی

با تو وفا کردم، تا به تنم جان بود

عشق و وفاداری، با تو چه دارد سود

آفت خرمن مهر و وفایی

نوگل گلشن جور و جفایی

از دل سنگت آه

دلم از غم خونین است

روش بختم این است

از جام غم مستم

دشمن می پرستم

تا هستم

تو و مست از می به چمن چون گل خندان از مستی بر گریه من

با دگران در گلشن نوشی می

من ز فراقت ناله کنم تا کی؟

تو و چون می لاله کشیدنها

من و چون گل جامه دریدنها

ز رقیبان خواری دیدنها

دلم از غم خون کردی

چه بگویم چون کردی

دردم افزون کردی

برو ای از مهر و وفا عاری

برو ای عاری ز وفاداری

که شکستی چون زلفت عهد مرا

دریغ و درد از عمرم

که در وفایت شد طی

ستم به یاران تا چند

جفا به عاشق تا کی؟

نمی کنی ای گل یک دم یادم

که همچو اشک از چشمت افتادم

تا کی بی تو بود

از غم خون دل من

آه از دل تو

گرچه ز محنت، خوارم کردی

با غم و حسرت، یارم کردی

مهر تو دارم باز

بکن ای گل با من هرچه توانی ناز

هرچه توانی ناز

کز عشقت می سوزم باز

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۳۳ - گل من کجایی (شور)آن دم که باتو باشم
  2. شمارهٔ ۳۴ - نغمه نوروزیگل من بستان گشته رویت
  3. شمارهٔ ۳۵ - به کنارم بنشینتا آساید دل زارم بنشین
  4. شمارهٔ ۳۶ - امید زندگانی (ماهور)از بوسه ای زنده ام کن، ای امید زندگانی، وصلت جوانی فزاید، ای مایه جوانی
  5. شمارهٔ ۳۷ - شب جوانی (همایون)تا به کی از این دل‌آزاری‌ها
  6. شمارهٔ ۳۸ - نوای نیچنانم بانگ نی آتش بر جان زد
  7. شمارهٔ ۳۹ - من از روز ازل دیوانه بودممن از روز ازل، دیوانه بودم
  8. شمارهٔ ۴۰ - شب جداییای شب جدایی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.