پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)

ای بی خبر از بی نوایان

بیا، بیا، بیا

بیگانه از درد آشنایان،

بیا، بیا، بیا

ای روی تو صبح امیدم،

بیا، بیا، بیا

دور از رخت صبحی، ندیدم

بیا، بیا، بیا

شمع وفا کو

نور صفا کو

راز نگاهت شوق گناهت و آن بوسه ها کو؟

ای روی تو صبح امیدم

بیا، بیا، بیا

دور از رخت صبحی ندیدم

بیا، بیا، بیا

ای آتشین لب بازآ که هر شب چون نی بنالم از بینوایی

ای نوبهارم دور از تو دارم چون لاله بر دل داغ جدایی

بازآ که با تو از در بازآید ای افسونگر بخت رمیده من آه

با آن که از کنارم، رفتی ولی نرفتی، از دیده من

شمع وفا کو؟

نور صفا کو؟

راز نگاهت شوق گناهت

و آن بوسه ها کو؟

ای روی تو صبح امیدم

بیا، بیا، بیا

دور از رخت صبحی ندیدم،

بیا، بیا، بیا

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴ - دریای غمبا عاشقان ای گل سر یاری نداری
  2. شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)مست از شراب نوشین
  3. شمارهٔ ۲۶ - شوروفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبود
  4. شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرممن آن ناله بی اثرم
  5. شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثرای ناله بی اثر جانم چه کاهی
  6. شمارهٔ ۲۹ - وای از شب منمن شمع لرزانم
  7. شمارهٔ ۳۰ - شب عاشقندانمت به که مانی؟
  8. شمارهٔ ۳۱ - خزان عشقشد خزان گلشن آشنایی
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.