پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)

بیا بیا که صبح شادی گذرد

به نامرادی گذرد

بیا بیا جانا، که جان سپردم

به خاک من بگذر، که بی تو مردم

ساقی به کجایی؟ کز داغ جدایی

چون لاله و گل خونین جگرم

وز باد صبا سرگشته ترم

ریزد شب هجران، چون شبنم لرزان

خونابه دل، از چشم ترم

وز باد صبا سرگشته ترم

بیا بیا جانا، که جان سپردم

به خاک من بگذر، که بی تو مردم

به پریشان گیسویت

که همه شب بی رویت

به گردون می رسد آهم

خدا داند و من

به پیامی، یادم کن

به نگاهی شادم کن

که از عالم تو را خواهم

خدا داند و من

همه شب در انتظارم

به رهت ستاره بارم

که شبی به سویم آیی

ز دلم گره گشایی

بیا بیا جانا که جان سپردم

به خاک من بگذر، که بی تو مردم

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۳ - راز دلراز دل نهفته بودم
  2. شمارهٔ ۲۴ - دریای غمبا عاشقان ای گل سر یاری نداری
  3. شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)مست از شراب نوشین
  4. شمارهٔ ۲۶ - شوروفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبود
  5. شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرممن آن ناله بی اثرم
  6. شمارهٔ ۲۸ - ناله بی اثرای ناله بی اثر جانم چه کاهی
  7. شمارهٔ ۲۹ - وای از شب منمن شمع لرزانم
  8. شمارهٔ ۳۰ - شب عاشقندانمت به که مانی؟
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.