پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱۸ - آذربایجان

آرزوی ما تویی تو

قبلهٔ دل‌ها تویی تو

جان بی‌تو آرامی ندارد

کآرامِ جانِ ما تویی تو

عاشقم ای مه به رویت

سرخوشم ای گل به بویت

مجنون‌تر از مجنون منم من

زیباتر از لیلی تویی تو

می ده به یاران کهن

ای ماه من

می ده که عمر دشمنان طی شد

دور نشاط و نوبتِ می شد

شب سحر شد

مهر از افق جلوه‌گر شد

آه دل درویشان

سوزنده چون آذر شد

مطرب به شهناز، شوری عیان کن، آهنگ آذربایجان کن

بر خاک تبریز، اشکی فرو ریز، از فتنهٔ گردون فغان کن

برگو که عشقت آذر به جان‌ها زد

وین شعله آتش بر خانمان‌ها زد

منزلگه شیران تویی

جان و سر ایران تویی

فرخنده باد ایام تو

کز نام تو

آشفته خاطر دشمن دون شد

می در گلوی مدعی خون شد

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتیهمه شب نالم چون نی
  2. شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)بیا بیا که صبح شادی گذرد
  3. شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)ای بی خبر از بی نوایان
  4. شمارهٔ ۲۳ - راز دلراز دل نهفته بودم
  5. شمارهٔ ۲۴ - دریای غمبا عاشقان ای گل سر یاری نداری
  6. شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)مست از شراب نوشین
  7. شمارهٔ ۲۶ - شوروفا با تو ای مه روا نبود، که سنگین دلان را وفا نبود
  8. شمارهٔ ۲۷ - من آن ناله بی اثرممن آن ناله بی اثرم
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.