پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

ترانه‌ها و نغمه‌ها

شمارهٔ ۱۶ - یار رمیده

ز ما ای گل چه دیدی؟

که دامن در کشیدی

جفا کردی، بخشیدم

وفا کردم، رنجیدی

عتاب تو، بشنیدم

فغان من، نشنیدی

نگارا

ندیدم جز خواری

ولی در عشقت از جهان بریدم

چه دیدی جز یاری

که چون بخت از من ناگهان رمیدی

اگر با تو، وفا کردم

خطا کردم خطا کردم

چو دیدم خویت را

چرا در کویت آشیان گرفتم

چو دیدی مهرم را

چرا آخر از آشیان پریدی

دلدارا

چو دل از من ربودی

نه آن یاری که بودی

چو مهر من افزون شد

به جور خود افزودی

نه از دردم پرسیدی

نه بر آهم بخشودی

نگارا

گمان بردم اول

که گر جان خواهم، نشکنی دلم را

ندانستم ای گل

که عهد مرا بشکنی به زودی

اگر صید تو شد جانم

پشیمانم، پشیمانم

ز مهرم دل کندی

ولی آن که می گفتمت همانم

به عهدت دل بستم

ولی آن که می گفتیم نبودی

دلدارا

ادامه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها

  1. شمارهٔ ۱۸ - آذربایجانآرزوی ما تویی تو
  2. شمارهٔ ۱۹ - اشک و آهدارم غم جانکاهی، شب های سیاهی، دور از رخ ماهی
  3. شمارهٔ ۲۰ - کاروان دشتیهمه شب نالم چون نی
  4. شمارهٔ ۲۱ - صبح شادی (داغ جدایی)بیا بیا که صبح شادی گذرد
  5. شمارهٔ ۲۲ - راز نهفته (بیات اصفهان)ای بی خبر از بی نوایان
  6. شمارهٔ ۲۳ - راز دلراز دل نهفته بودم
  7. شمارهٔ ۲۴ - دریای غمبا عاشقان ای گل سر یاری نداری
  8. شمارهٔ ۲۵ - مست از شراب (دستگاه همایون)مست از شراب نوشین
همه‌ی ترانه‌ها و نغمه‌ها ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.